امروز خم شدم و توی گوش نوزادی که مُرده به دنیا اومده بود گفتم:
"آرام بخواب!
چیزی را از دست نداده ای..
اگر دلت گرفت...
سکوت کن...
این روزها هیچکس معنی دلتنگی را نمیفهمد!!!
مـی گـویـنـد بـاران کـه بـبـارد
بـوی ِ خـاک بـلـنـد مـی شـود . .
پـس چـرا ایـنـجـا
بـاران کـه مـی بـارد
عـطـر خـاطـ ـره هـا مـی پـیـچـد ؟ . . .
باید بازیگر شوم ،
آرامش را بازی کنم …
باز باید خنده را به زور بر لبهایم بنشانم …
باز باید مواظب اشک هایم باشم …
باز همان تظاهر همیشگی : ” خوبم …
هوای دو نفره داشتن
نه ابر میخواهد، نه باران . . .
کافیست، حواسمان به هم باشد .
دیگر چیزی نمیخواهم...
آغوش تو باشد و ..
شــــــانه های تو...
به دنیـــــــــــا میگویم خداحافظ...
دنیای منی تـــــــو
جـز خـودت و خُـــدا کسـی نمی داند که جـــانت به جـــان ِ آن گُل بستــه است …
و تـو داری با ایـن تــرس روزهـا را به سختـی شَب می کنی …
تویی که باتمام وجودمیخوامت
هــــــوس کــرده ام
کـــه تـــو بـاشـــی
مـــن بـــاشـم
و هیچـکـس نبـاشـــد
آنگـــاه
داغتـــریـن آغــــوش هـــا را از تنـتــــ
و شیـریـــن تـریــن بــوســـه هـــا را از لبـــانتــــ
بیـــرون بکشـــم
بــه تـلـــافـی تمـــامـ ِ روزهــایـــی کـــه میخــــواستمتــــ
و نبودی...
بــی شــک بــه هــیــچ صــراطــی مــستــقیــم نیــست
دلــــی کــه!...
بیــتــاب نــوازش ســرانــگشــتــان
تــــوبــاشــد!...
کـــــــــــــم کـــــــــــــــــــم بزرگ میشوی.............
ولی دردها و غصــــــــــــــــــــه هایت زودتر از خودت قد میکشند
غافــــــــــل ازانکه لبخــــــــــندهایت را در البـــــــــــوم کودکـــــــــــی ات جا می گذاری!!!!!
کاش بودی و میفهمیدی وقت دلتنگی،
یک آه چه وزنی دارد!
لطفا هی نپرس دلتنگی چه معنی دارد؟!
دلتنگی معنی ندارد...
دست هایی ست
که از بیم آغـــــوش شدن
توی جیبم محــــکم مشت کرده ام
وقتی عابری که عطر تو را به تن زده
تو نیستی !
جان به لب رسیده است بوسه ای بزن مرابکش
یادم می ایدگفتی ساده وکوتاه نویسی رادوستداری تقدیم به توساده وکوتاه همین دوکلمه
دل تنگم بیا
عاشق جملاتیم که وقتی میخونی یه نفس عمیق میکشی وتویه ثانیه یه دنیاخاطره میادجلوچشمت
دوستدارم دستم رابگیری وزیرگوشم زمزمه کنی که پشت خوابهای ناارام توچیزیبیش ازنگرانی های زنانه نیس
دستت رابگیرم وزیرگوشت زمزمه کنم که پشت نگرانی های زنانه ی من مردی ایستاده که دیوانه واردوستش دارم
تمام دقایق باقی ما ازعمرم به همراه زیباترین بوسه های عاشقانه هدیه ای برای تودوستتدارم
سکوت مقدس عشق رامیستایم برلبهای بسته اش بوسه میزنم شایدمرحمی باشدبرای فریاددرگلومانده ام
سکوت میکنم صبرمیکنم وهمین است که مراهرروزازعشقت مجنونترمیکند
دل تنگ که میشوم تنهاپناهم عکس های توست چه خوب نگاهم میکنی
سوم هفتم چهلم چندسال دیگربایدعذادارنبودن هایت باشم
پیش ازانکه درباره ی زندگی گذشته وشخصیتم قضاوت کنی
خودت راجای من بگذارازمسیری که گذشته ام عبورکن باغصه ها تردیدهاترس هادردهاوخنده هایم زندگی کن یادت باشدهرکس سرگذشتی دارد
هرگاه جایم زندگی کردی انگاه میتوانی درباره ام قضاوت کنی
توکه پیشمی همه چیزتندترمیشود
ضربان قلبم تندترمیشود
عقربه های ساعت تندترمیدوند
ازکسی شنیده ام درون ساعت که اب برودازکارمی افتدیادست کم عقربه هایش ارام ترحرکت میکند
امروزساعتم راشسته ام پهن کرده ام
روی بنداینبارکه بیایی هرگززمان رفتنت نمیرسد..
منی که زیادتوحرفام میگم بی خیال بیشترازهمه فکروخیال دارم فقط
دیگه حوصله بحث ندارم
به وبلاگ من خوش آمدید
تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک ابتدا ما را با عنوان دخترک برفی و آدرس tanhayi2014.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.